ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
420
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
ساخت و ستايش نكرد تا شاد و خوشحال گردد . و نيز چيزى را كه تحقيق نكرده و راهى براى اطلاع از آن نيست نگويد . اين آفت ، در ستايش از اوصاف مطلق و پنهان پديد مىآيد ، چنان كه گويى : فلانى متّقى و پارسا و زاهد و خيّر است ، يا اينكه فلانى عادل و راضى است ، و مانند اينها ، كه راست بودن مدح در اين موارد متوقّف است بر وجود دلائل و آگاهى از درون اشخاص ، و تحقّق اين دو بسيار نادر است . و غالبا ستايش به امثال اين امور بدون تحقّق و درنگ و تأنّى است . و همچنين مدح كسى باعث كبر و خودبينى او نشود كه اينها موجب هلاك است ، و سبب نگردد كه ممدوح از خود راضى شود و همين او را در عمل سست كند ، زيرا كسى كه زبانها به مدح و ستايش وى گشوده شود خودپسند مىگردد و مىپندارد به اوج رسيده ، و اين موجب سستى در عمل مىشود ، آن كه دامن عمل به كمر مىبندد خود را مقصّر و كوتاه مىبيند ، و از اين رو رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم به مردى كه در خدمت حضرت ديگرى را مدح كرد فرمود : « واى بر تو گردن رفيقت را شكستى ، اگر به آن گوش دهد [ و باورش آيد ] رستگار نخواهد شد » . و فرمود : « هر گاه برادر خود را در حضور او بستائى ، گويا تيغ بر گلوى او كشيده اى » . و نيز به كسى كه مردى را مدح مىكرد فرمود : « آن مرد را پى كردى [ 1 ] خدا تورا پى كند » و فرمود : « اگر مردى با كارد تيز به ديگرى حمله كند ، براى او بهتر است از اينكه روياروى وى را مدح و ثنا گويد » . رازى كه در اين اخبار هست اين است كه : مدح و ستايش موجب سستى در عمل مىشود ، و يا كبر و عجب پديد مىآورد و همانند گردن زدن و پى كردن و تيغ بر كشيدن كشنده است . پس اگر مدح از آفات مربوط به ستاينده و ستايش شده سالم و در امان بماند پسنديده است و اگر نه ناپسند است . و با اين بيان مىتوان بين اخبارى كه در مدح آن وارد شده - چنان كه گذشت - و آنچه در مذمّت آن رسيده جمع كرد .
--> [ 1 ] عقر ، پى كردن مرد يا حيوان ، يعنى به يك ضربت شمشير پاى او را قلم كردن ، كنايه از كشتن و هلاك كردن است .